آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • روش‌های پولساز با کمترین سرمایه اولیه ممکن
  • روش‌های تضمینی کسب درآمد بدون نیاز به سرمایه اولیه
  • راه‌های نوین و تضمینی کسب درآمد بدون سرمایه در سال 1404
  • راه‌های تضمینی کسب درآمد از اینترنت بدون پول
  • راهکارهای کسب درآمد آنلاین برای کسانی که پول ندارند
  • راهکارهای طلایی کسب درآمد اینترنتی برای افراد بدون بودجه
  • راهنمای کامل کسب درآمد بدون سرمایه از صفر تا صد
  • ✅ راهنمای کامل درباره آرایش
  • توصیه های کلیدی و ضروری درباره آرایش برای دختران (آپدیت شده✅)
  • توصیه های اساسی و ضروری درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
مقالات و پایان نامه ها – ۱-۱-۲-۴ منجز بودن یا معلق بودن وکالت – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

در حقوق فرانسه مانند حقوق ایران عقد وکالت اصولاً نسبت به طرفین جایز است و با فوت یا حجر یکی از آن‌ ها منحل می‌شود (ماده ۲۰۰۳ قانون مدنی فرانسه). حقوق‌دانان فرانسوی علت عمده جواز وکالت را اعتماد طرفین به یکدیگر می‌دانند و برانند که هر یک از موکل و وکیل باید بتواند در صورت سلب اعتماد از طرف دیگر، عقد را برهم زند. البته در مواردی که وکالت، معوض و در نتیجه به سود طرفین است حکم به لزوم وکالت از سوی طرفین داده‌شده است. بااین‌وجود در این‌گونه موارد نیز عقیده قالب آن است که وکالت همچنان جایز است، ولی هر طرف که آن را فسخ کند در مقابل طرف دیگر مسئول جبران خسارت می‌باشد.

۱-۱-۲-۴ منجز بودن یا معلق بودن وکالت

یکی از شرایط عقد وکالت منجر بودن آن است. این شرط اختصاص به عقد وکالت ندارد بلکه در تمام عقود جاری است. اساساً وکالت چون عقد است باید منجر باشد. مقصود از تنجیز در عقد وکالت و سایر عقود این است که اصل انشاء عقد نمی‌تواند معلق باشد والا تعلیق اعمال وکالت خالی از ایراد است. مثلاً اگر شخصی خطاب به شخص دیگری بگوید: «اگر من این اتومبیل را خریدم تو وکیل هستی که آن را بفروشی یا اجاره بدهی.» این وکالت باطل است. اما ممکن است وکالت به صورت منجر واقع شود، ولی اعمال وکالت مشروط به شرطی شده باشد. مانند اینکه در ضمن عقد نکاح، زوج به زوجه وکالت می‌دهد که چنانچه در طول زندگی زوج معتاد به مواد مخدر شد، زوجه خود را به وکالت از زوج مطلقه نماید. در این مثال وکالت به صورت منجر واقع‌شده است اما انجام مورد وکالت مشروط به‌شرط شده است.

۱-۱-۲-۵: رضایی بودن وکالت

وکالت از عقود رضایی است. عقد غیر تشریفاتی را عقد رضایی گویند و آن عقدی است که به‌صرف تراضی طرفین و بدون هیچ گونه تشریفات عقد واقع می‌شود.

رضایی بودن عقد وکالت از ماده ۶۵۸ ق.م. مستفاد می‌شود، چنانچه می‌گوید: «وکالت ایجاباً و قبولاً به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن کند واقع می‌شود» اینکه می‌گوید به «هر لفظی» حاکی از این است که وکالت تشریفاتی نیست.

توضیح اینکه بیان اراده یا قصد انشاء همراه با ابراز مبنی بر انعقاد یک عقد را «ایجاب» می‌گویند. قصد انشاء همراه با ابراز مبنی بر پذیرش یک عقد را «قبول» می‌گویند. گاهی ابراز به صورت لفظ است، مانند اینکه یک‌طرف بگوید فروختم و دیگری بگوید خریدم. گاهی ابراز به صورت اشاره است، که در رابطه با افراد لال است. گاهی ابراز به صورت عمل است و گاهی ابراز به صورت نوشته است.

۱-۱-۳: شرایط صحت وکالت

۱-۱-۳-۱: ایجاب و قبول

همان طور که بیان شد وکالت عقد است، پس برای تحقق آن باید شرایط اساسی صحت عقود (ماده ۱۹۰ قانون مدنی) رعایت شود. بر این اساس برای انعقاد عقد وکالت علاوه بر ایجاب و قبول طرفین باید اهلیت داشته باشند و همچنین موضوع وکالت باید دارای شرایطی باشد.

با توجه به تعاریف فوق معلوم می‌گردد که وکالت عقد است و وکالت یکی از عقود معین است و باید علاوه بر شرایط اساسی ماده ۱۹۰ دارای شرایط اختصاصی خود نیز باشد در این عقد موکل ایجاب می‌کند و وکیل قبول می‌کند.

‌بنابرین‏ ما عقد وکالت به طور عام را بررسی می‌کنیم و اختصاص به وکالت در دادگستری و اقامه‌ی دعوی ندارد و ماده ۶۵۷ بیان می‌دارد که تحقیق وکالت منوط به قبول وکیل است.

‌بنابرین‏ موکل ایجاب می‌کند و وکیل باید قبول کند و البته زمانی این قبول مؤثر است که به موکل ابلاغ گردد. سؤالی که مطرح است این است که آیا وکالت به طریق معاملات نیز می‌تواند منعقد گردد؟

وکالت به طریق معاملات نیز واقع می‌شود مثل‌اینکه شخصی مال را برای اینکه آن را بفروش برساند به دیگری تسلیم کند و او آن اموال را تحویل بگیرد.[۱۳]

قانون مدنی عقد وکالتی را پذیرفته است که ایجاب و قبول در آن به صورت فعلی باشد و حال‌آنکه معاطات در عقود معوض مانند بیع صادق است و در عقد وکالت که منظور از آن تفویض نمایندگی به غیراست قابل‌تصور نیست زیرا معاطات مستلزم دادوستد و قبض و اقباض است و در وکالت قبض و اقباض وجود ندارد ‌بنابرین‏ باید گفت ایجاب در عقد وکالت باید با الفاظ و با نوشته باشد و یا آنکه حداقل به صورت اذن و امر باشد و ایجاب فعلی و قبول فعلی نمی‌تواند عقد وکالت را منعقد سازد.[۱۴]

وکالت را به‌طورمعمول در فقه به دو صورت تصور کرده‌اند وکالت عقدی که ایجاب و قبول آن از جنس الفاظ است و وکالت معاطاتی و موقعی وکالت معاطاتی است که لااقل قبول وکیل لفظی نباشد.[۱۵]

با توجه به مباحثی که مطرح شد به نظر می‌‌رسد ما باید وکالت معاطاتی را قبول نکنیم درست است که قانون‌گذار گفته به هر فعلی که دلالت بر قبول کند واقع می‌شود ولی در وکالتی که قبض و اقباض نیست بلکه نیابت است[۱۶]. سؤالی که مطرح است این است که آیا در وکالت توالی عرفی بین ایجاب و قبول لازم است؟

در وکالت موالات بین ایجاب و قبول لازم نیست یعنی لازم نیست قبول متصل به ایجاب باشد. [۱۷]

در عقود توالی ایجاب و قبول شرط است ولی در وکالت فقها تصریح به عدم شرطیت توالی کرده‌اند.[۱۸] در انعقاد وکالت توالی بین ایجاب و قبول شرط نیست و احراز ارتباط معنوی بین آن دو کافی است.[۱۹] با توجه به مباحث مطرح‌شده معلوم می‌گردد که توالی عرفی بین ایجاب و قبول در عقد وکالت لازم نیست چون می‌توان از جانب شخص غائب نیز وکیل شد. سؤالی که مطرح است این است که در چه مسائلی می‌توان وکالت داد؟ وکالت می‌تواند در مسائل حقوقی باشد نظیر ازدواج، بیع، اجاره، طلاق، و می‌تواند در مسائل مادی باشد مانند کشیدن نقشه ساختمانی، ‌درخت‌کاری، احداث ساختمان، و رنگ کردن اتومبیل یا خانه و غیره باشد.[۲۰]

۱-۱-۳-۲ اهلیت موکل

صغیر غیر ممیز و مجنون نمی‌توانند به کسی وکالت دهند و حق توکیل ندارند زیرا این‌ها ازنظر حقوقی فاقد اراده سالم هستند. درباره مجنون ادواری این نظر قابل‌قبول است که مجنون ادواری در حالت افاقه می‌‌‌تواند به غیر، در مسائل مالی و غیرمالی وکالت دهد و با حدوث جنون عقد وکالت منفسخ می‌گردد.

‌در مورد صغیر ممیز و سفیه که می‌توانند تملکات بلاعوض نمایند زیرا ضرری به آنان وارد نمی‌شود و دیگر این‌که تصرفات سفیه در اموال و حقوق مالی‌اش غیر نافذ است و محتاج به تنفیذ قیم یا ولی است و در مسائل غیرمالی می‌تواند شخصاً اقدام نماید. ‌بنابرین‏ صغیر ممیز و سفیه در اموری که خود می‌توانند انجام دهد مانند تملکات بلاعوض و یا امور غیرمالی به دیگران وکالت دهند.[۲۱]

نظر دهید »
فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – قسمت 5 – 5
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

اطلاعاتی ‌با اهمیت‌ است‌ که ‌بتواند بر تصمیمات ‌اقتصادی ‌استفاده‌ کنندگان‌ که بر مبنای‌ صورت‌های ‌مالی‌ اتخاذ می‌شود، تأثیر گذارد. اگر اطلاعات‌، نادرست ارائـه ‌شود یا حذف ‌گردد، اهمیت ‌ارائـه ‌نادرست ‌یا حذف ‌اطلاعات‌، به ‌میزان‌ و ماهیت ‌قلم ‌مورد بحث‌ ‌بر اساس ‌قضاوتی ‌که ‌در شرایط ‌مربوط ‌اعمال‌ می‌شود، بستگی‌دارد. جنبه‌هایی ‌از ماهیت ‌که ‌بر قضاوت ‌‌در مورد اهمیت ‌یک ‌قلم‌ تأثیر می‌گذارد شامل ‌معاملات‌ و سایر رویدادهای‌ به وجود آورنده آن ‌و نیز سرفصل‌های ‌خاص‌صورت‌های‌ مالی ‌و افشائیاتی‌است که‌ تحت ‌تأثیر قرار گرفته‌است‌. مواردی ‌که‌ باید مدنظر قرار گیرد شامل‌سایر عناصر صورت‌های‌ مالی در کلیت ‌آن‌ و دیگر اطلاعات ‌در دسترس ‌استفاده‌ کنندگان‌است‌که ‌بتواند بر ارزیابی‌آن ها از صورت‌های‌ مالی ‌تأثیر گذارد. این‌ امر به طور مثال ‌متضمن ‌ملاحظه‌ تأثیر آن‌ قلم ‌بر ارزیابی‌ روندهاست‌. ‌در مورد دو یا چند قلم ‌مشابه‌، اهمیت‌ مجموع‌ و نیز تک‌تک ‌آن ها باید مدنظر قرار گیرد.

۲-۳-۲ ‌مربوط بودن‌‌[۲۴]

اطلاعاتی ‌مربوط‌ تلقی‌ می‌شود که ‌برتصمیمات ‌اقتصادی ‌استفاده‌ کنندگان‌ در ارزیابی‌ رویدادهای ‌گذشته‌، حال‌یا آینده ‌یا تأیید یا تصحیح ‌ارزیابی‌های‌ گذشته ‌آن ها مؤثر واقع ‌شود.

۲-۳-۳ ارزش‌پیش‌بینی‌کنندگی‌و تأییدکنندگی‌

«اطلاعات ‌مربوط»، یا دارای ‌ارزش‌ پیش‌بینی‌کنندگی‌ و یا حائز ارزش ‌تأییدکنندگی‌ است‌. نقش‌های ‌پیش‌بینی‌کنندگی‌ و تأییدکنندگی‌ اطلاعات‌ به ‌هم‌ مربوط‌ می‌باشند. به‌ طور مثال‌، اطلاعات‌ ‌در مورد سطح ‌و ساختار فعلی‌دارایی‌های‌ واحد تجاری‌، برای ‌استفاده‌کنندگانی‌ که ‌سعی‌ دارند توان ‌واحد تجاری ‌را در استفاده ‌از فرصت‌ها و واکنش‌ به‌ شرایط ‌نامطلوب ‌پیش‌بینی‌ کنند، دارای ‌ارزش ‌است‌. همین ‌اطلاعات‌ دارای ‌نقش ‌تأییدکنندگی ‌‌در مورد پیش‌بینی‌های‌ گذشته ‌مثلاً درباره‌ ساختار واحد تجاری و ماحصل‌عملیات‌ می‌باشد.

اطلاعات‌ ‌در مورد وضعیت ‌مالی‌و عملکرد مالی‌گذشته ‌اغلب‌برای‌پیش‌بینی‌وضعیت‌مالی‌و عملکرد مالی‌آتی‌و سایر موضوعات ‌مورد علاقه ‌مستقیم‌ استفاده‌ کنندگان‌ از قبیل‌ پرداخت سود سهام‌و دستمزد، تغییرات‌در بهای‌ اوراق ‌بهادار و توانایی ‌واحد تجاری‌جهت ‌ایفای‌ تعهدات‌ خود در سر رسید، مورد استفاده‌قرار می‌گیرد. برای‌ اینکه ‌اطلاعات‌دارای ‌ارزش‌ پیش‌بینی‌کنندگی ‌باشد نیازی‌ نیست‌ که ‌در قالب‌ یک ‌ پیش‌بینی ‌صریح ‌ارائه ‌شود. معهذا توان ‌پیش‌بینی ‌‌بر اساس ‌صورت‌های ‌مالی ‌تحت ‌تأثیر نحوه ‌نمایش ‌اطلاعات‌ ‌در مورد معاملات‌ و سایر رویدادهای ‌گذشته ‌ارتقا می‌یابد. به ‌طور مثال‌ هرگاه ‌اقلام ‌غیرمعمول‌، غیرعادی‌ و غیرتکراری ‌درآمد یا هزینه‌ جداگانه‌ افشا شود، ارزش ‌پیش‌بینی‌کنندگی‌صورت‌های ‌عملکرد مالی‌افزایش‌می‌یابد.

۲-۳-۴ انتخاب‌خاصه‌

برای ‌ارائه ‌اقلام‌ در صورت‌های‌ مالی ‌باید خاصه ‌قلم ‌مورد ارائه ‌انتخاب ‌شود. صورت‌های ‌مالی ‌تنها می‌توانند آن‌ خاصه‌هایی‌ را ارائه ‌کند که ‌برحسب ‌واحد پول ‌قابل ‌بیان ‌است‌. چندین ‌خاصه ‌پولی وجود دارد که ‌می‌توان‌ در صورت‌های‌ مالی ‌ارائه ‌کرد از قبیل ‌بهای ‌تمام‌ شده ‌تاریخی‌، بهای ‌جایگزینی ‌یا خالص ‌ارزش‌ فروش‌.انتخاب ‌خاصه‌ای‌ که‌ قرار است‌ در صورت‌های‌ مالی ‌گزارش‌ شود باید مبتنی ‌بر مربوط ‌بودن‌ آن ‌به‌تصمیمات ‌اقتصادی ‌استفاده‌ کنندگان‌ باشد. اطلاعات‌ ‌در مورد سایر خاصه‌ها از جمله‌ خاصه‌های غیرقابل ‌بیان‌به‌ پول ‌از قبیل‌ مقادیر و سررسیدها را می‌توان‌ با شرح ‌اقلام ‌در صورت‌های ‌مالی ‌یا یادداشت‌های‌ توضیحی ‌به ‌استفاده‌کننده‌ انتقال ‌داد.

۲-۳-۵ قابل‌اتکا بودن‌[۲۵]

برای‌ اینکه ‌اطلاعات ‌مفید باشد باید همچنین ‌قابل‌ اتکا باشد. اطلاعاتی ‌قابل ‌اتکاست ‌که ‌عاری ‌از اشتباه ‌و تمایلات‌ جانبدارانه‌ با اهمیت ‌باشد و به ‌طور صادقانه‌ معرف‌آن‌ چیزی ‌باشد که ‌مدعی ‌بیان‌ آن ‌است‌ یا به‌ گونه‌ای‌ معقول‌ انتظار می‌رود بیان‌کند.

اطلاعات‌ ممکن‌است ‌مربوط ‌باشد لیکن‌ ماهیتاً یا در بیان‌ چنان‌غیرقابل‌ اتکا باشد که‌ شناخت آن‌ در صورت‌های ‌مالی ‌به‌ طور بالقوه‌ گمراه ‌کننده ‌شود. به طور مثال ‌اگر اعتبار و مبلغ ‌یک ‌ادعای ‌خسارت‌ در یک ‌اقدام‌ قانونی ‌مورد سئوال‌ واقع ‌شود، ممکن‌است‌شناخت‌کل ‌مبلغ ‌ادعا در ترازنامه‌ برای‌ واحد تجاری ‌نامناسب‌باشد گرچه‌ افشای ‌مبلغ‌ و شرایط ‌ادعا می‌تواند مناسب‌ باشد.

۲-۳-۶ بیان‌صادقانه‌

اطلاعات ‌باید اثر معاملات ‌و سایر رویدادهایی ‌را که‌ ادعا می‌کند بیانگر آن است ‌یا به گونه‌ای ‌معقول‌ انتظار می‌رود بیانگر آن ‌باشد به ‌طور صادقانه ‌بیان ‌کند. بدین‌ترتیب ‌مثلاً ترازنامه ‌باید بیانگر صادقانه‌ اثرات‌معاملات ‌و سایر رویدادهایی ‌باشد که‌ منجر به‌ عناصری ‌در تاریخ ‌ترازنامه‌شوند که‌معیارهای‌شناخت ‌را احراز کرده‌باشند.

بیشتر اطلاعات‌ مالی ‌تا حدی‌در معرض‌این ‌مخاطره‌قرار دارند که‌آنچه‌ را که‌ مدعی ‌نمایش‌آن‌ هستند کاملاً به طور صادقانه ‌بیان ‌نکنند. این ‌بدان دلیل ‌است‌ که‌ در تشخیص ‌معاملات ‌و سایر رویدادهایی‌که‌قرار است‌اندازه‌گیری ‌شود یا در طراحی‌ و اعمال ‌روش‎‌های‌ اندازه‌گیری‌ و ارائه‌ای‌که‌ بتواند پیام‌های‌ مرتبط ‌با آن ‌معاملات‌و سایر رویدادها را انتقال ‌دهد، مشکلات‌ذاتی‌وجود دارد. در برخی‌ موارد اندازه‌گیری ‌اثرات ‌مالی ‌اقلام‌ممکن‌است ‌آنقدر مبهم ‌باشد که‌ واحدهای ‌تجاری ‌عموماً از شناخت‌آن ها در صورت‌های ‌مالی ‌خودداری‌کنند. معهذا در مواردی ‌دیگر ممکن‌ است ‌شناخت ‌اقلام‌ در صورت‌های‌ مالی ‌مربوط ‌تلقی ‌شود و خطر اشتباه‌ مربوط ‌به‌ شناخت ‌و اندازه‌گیری ‌آن ها نیز افشا گردد.

۲-۳-۷ رجحان‌محتوا بر شکل‌

اگر قرار است ‌اطلاعات ‌بیانگر صادقانه‌ معاملات‌ و سایر رویدادهایی ‌که‌ مدعی‌ بیان‌ آن ها‌ است ‌باشد، لازم‌است ‌که‌ این ‌اطلاعات ‌‌بر اساس‌محتوا و واقعیت ‌اقتصادی ‌و نه‌ صرفاً شکل ‌قانونی‌ آن ها به‌حساب ‌گرفته ‌شود. محتوای ‌معاملات ‌و سایر رویدادها همواره ‌با شکل ‌قانونی ‌آن ها سازگار نیست‌. هرچند اثرات‌ خصوصیات‌قانونی ‌یک ‌معامله ‌خود بخشی ‌از محتوا و اثر تجاری‌آن ‌است‌، این‌ اثرات ‌بایستی ‌در چارچوب ‌کلیت‌ معامله‌از جمله ‌هر گونه ‌معاملات ‌مرتبط ‌مورد تفسیر قرار گیرد. به طور مثال ‌یک ‌واحد تجاری‌ ممکن‌ است ‌مالکیت‌ قانونی ‌یک‌ کالا را به ‌شخص‌دیگری ‌واگذار کند. لیکن‌ هرگاه‌ به‌ شرایط ‌معامله ‌از یک ‌دیدگاه ‌کلی ‌نگریسته ‌شود، ممکن ‌است ‌این ‌مطلب ‌آشکار شود که ‌ترتیباتی ‌وجود داشته‌است‌ که ‌از ادامه ‌دسترسی‌ واحد تجاری‌ به ‌منافع‌ اقتصادی ‌آتی ‌آن‌ کالا اطمینان ‌حاصل ‌شود. در چنین ‌شرایطی ‌گزارش ‌معامله‌ به ‌عنوان ‌یک ‌معامله فروش ‌از لحاظ ‌مقاصد گزارشگری‌، بیان ‌صادقانه ‌معامله ‌انجام ‌شده ‌نمی‌باشد.

۲-۳-۸ بی‌طرفی[۲۶]‌

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه های دانشگاهی | قسمت 16 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

در تعادل هماهنگ که شامل موالید (نه حرکت عجولانه و سریع بهسوی مرگومیر) می شود،

.( جستجو گردد(توسلی، ۱۸۸:۱۳۷۵

١۵ Maltous

۶۴

سیسموندی ۱۶ و پرودن ۱۷

سیسموندی از مالتوس پا را فراتر گذاشت و عدم اشتغال را یک واقعیت اجتماعی خواند نه

طبیعی. به نظر او این پدیده حاصل هرجومرج توسعه فنی و سرمایهگذاریهایی بود که رژیم

رقابت آزاد بهدنبال خود داشت. این هرجومرج ناشی از جدا ماندن کار(جمعیت آماده برای

کار، شامل مزدبگیرانی که فقط بهقدرت بازوی خود ‌متکی‌اند) از مالکیت وسایل تولید بود. در

این روابط، تثبیت شدن سطح قیمت‌ها بهطور آزاد و ‌خودبه‌خود، بازخرید ارزش تولیداتی را که

مزدبگیران بهعمل آوردهاند غیر ممکن می‌سازد. از همین جاست که تجدید تقاضاهای قابل

.( قبول و بیکاری ظاهر می شود. نظریات پرودن هم در همین جهت بود(توسلی، ۱۸۹:۱۳۷۵

مارکس

مارکس برای صورت‌های مختلف عدم اشتغال که در اواسط قرن نوزدهم بهطور عادی از

یکدیگر متمایز می شدند، اهمیت یکسانی قائل نبود. مارکس ضمن جستجوی روابط اساسیای

که گرایش دائمی به بیکاری(اشتغال غیرمکفی یا جمعیت اضافی) را تبیین می‌کند، سعی در

ساده کردن این مطلب داشت. به نظر مارکس صورت‌های مختلف بیکاری فصلی، بیکاری ناشی

از بحران یا بیکاری تکنولوژیکی تنها تظاهر ویژهای از روابط اساسی مورد نظر وی را تشکیل

می‌دهند. مارکس این روابط را به سه عامل وابسته می‌داند: ۱- میزان تراکم سرمایه که خود

وابسته ‌به میزان منافعی است که در تولید مجدد مورد استفاده قرار می‌گیرد. ۲- سطح نسبی

دستمزد ۳- حجم اشتغال(که به حجم معینی از عدم اشتغال مربوط می شود). به نظر وی

تغییرات نسبی این عوامل، فقط بهطور استثنایی می‌تواند گرایش به اشتغال کامل یا تحقق آن را

امکان پذیر سازد. بهعلاوه این تغیییرات، انواع مختلف بیکاری را که تشدید آن موجب بروز

.( بحران‌های ادواری می شود در بر می‌گیرد(توسلی، ۱۹۰:۱۳۷۵

دیدگاه ‌کلاسیک‌ها

بر اساس نظریه کلاسیک علم اقتصاد، در صورت عدم دخالت کامل دولت در امور اقتصادی،

تعادل اقتصادی در جامعه در حد اشتغال کامل به وجود می‌آید و در آن کلیه عوامل تولید

١۶Simondi

١٧ Proden

۶۵

(کارفرما، کارگر، سرمایه و مواد اولیه) می‌توانند به کار مشغول شده و مورد استفاده قرار

بگیرند. تغییرات تولید با تغییرات جمعیت کارگر و سرمایه موجود در جامعه متناسب بوده و

تعادل اقتصادی بهطور خودکار در وضعیت اشتغال کامل عوامل تولید برقرار می شود و نیازی به

مداخله دولت وجود ندارد. بر طبق فروض ‌کلاسیک‌ها ما مواجه با انعطافپذیری کامل قیمت-

ها و دستمزدها در بازار محصول و کار هستیم. سیاست مالی با تغییر دادن سطح قیمت‌ها و

نرخ‌های بهره، محصول کل را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سیاست پولی فقط سطح قیمت‌ها را

تحت تأثیر قرار داده ولی نرخ بهره و ترکیب تولید بدون تغییر باقی می‌ماند. بر طبق نظریه

‌کلاسیک‌ها دستمزد واقعی، اشتغال و دیگر متغیرهای واقعی در صورت اتخاذ سیاست‌های

مذکور تغییر نکرده و تنها متغیرهای اسمی هستند که بهطور متناسب نسبت به یکدیگر تغییر

می‌نمایند. تولید و اشتغال به جمعیت، تکنولوژی و تشکیل سرمایه بستگی دارد. این دیدگاه

اقتصاددانان کلاسیک، من جمله آدام اسمیت، دیوید ریکاردو، جان استوارت میل و … است

.( (کمیجانی، ۴:۱۳۷۸

در حقیقت ‌کلاسیک‌ها منکر بیکاری مزمن بودند. شاگردان بورژوازی ریکاردو نیز جزء این

دسته بودند. زیرا به نظر آن ها بیکار مزمن، ظاهر قضیه بود و اقتصاد بدون احتیاج به تمهید

مقدمات، ‌به سمت تعادل اشتغال متوجه می شد. آن ها بیکاری ناشی بحران را واقعیتی انکار

ناپذیر می‌دانستند و آن را بهعلل متعددی از جمله نوسانات قیمت‌ها و دستمزدها منسوب می-

دانستند. بیکاری تکنولوژی را نیز معلول علت خاصی می‌دانستند بدون اینکه بتوانند این علت

را با ساخت نظام اقتصادی مرتبط سازند. بالاخره بیکاری فصلی یا موضعی به خود موقعیت-

های فرعی که برای توجیه اساسی روابط بین اشتغال و عدم اشتغال اهمیت چندانی نداشت

منسوب می‌کردند. معمولاً مهاجرت چه داخلی و چه خارجی در تجزیهوتحلیل تعادل اقتصادی

.( دخالت داده نمی‌شد (توسلی، ۱۹۰:۱۳۷۵

یکی از اصلی‌ترین آموزه های آدام اسمیت در زمینه نحوه تعامل دولت با بنگاه ها است. وی به-

شدت دولت‌ها را از دخالت در سازوکار بنگاه های صنعتی و کسب ‌و ‌کار بر حذر می داشت و

تنها دخالت مجاز را تلاش برای حفظ شرایط رقابت کامل از طریق جلوگیری از هر گونه

تشکل کارفرمایی، کارگری و یا جلوگیری از انحصار خریدار یا فروشنده و نیز مقررات محدود

کننده صنعتی و صنفی می‌دانست. بهعبارت دیگر او تأکید داشت که دولت‌ها باید شرایطی

۶۶

فراهم آورند که رقابت کامل در بازار کالا، نیروی انسانی، سرمایه و اطلاعات برقرار باشد

.( (آذرآبادگان، ۲:۱۳۸۵

دیدگاه نیوکلاسیکها

نیوکلاسیکها نیز مانند ‌کلاسیک‌ها موافق “سیاست عدم مداخله دولت” ١٨ در اقتصاد هستند.

دو فرض مکتب نیوکلاسیکها، انتظارات عقلایی عاملان اقتصادی و انعطاف کامل قیمت‌ها و

دستمزدهاست. نیوکلاسیکها از مباحث خرد جهت ساخت مدل‌های اقتصاد کلان سود جسته-

اند؛ که شامل مباحث بهینه نمودن تصمیمات تولید بنگاه ها در امر تولید و تقاضای نیروی کار و

همچنین بحث تابع مطلوبیت در عرضه نیروی کار است.

بر طبق نظریه انتظارات عقلایی، سطح دستمزدی که بنگاه ها انتظار دارند برابر با ارزش انتظاری

است که آن ها تنظیم خواهند نمود. در نتیجه تمایل سیستماتیک اشتغال در جهت خارج شدن

از نرخ طبیعی نیست و سیاست پولی در راستای بهبود نرخ بیکاری، منجر به نرخ تورم بالاتر

خواهد شد زیرا انتظارات تورمی در مقابل افزایش خواهند یافت.

دیدگاه کینزینها

کینز و پیروانش دوباره اشتغال کامل را موضوع روز کردند. کینز ابتدا مانند مالتوس و به-

خصوص مانند مارکس به تقاضای نهایی یعنی ظرفیت خریدی که به صورت پولی تخمین زده

می شود و همچنین به جمعیت شاغل توجه نشان داد. ظرفیت مذکور با مجموع دستمزدهای

توزیع شده و در نتیجه با سطح متفاوت دستمزدها در یک حجم معین اشتغال تطبیق می‌کند.

کینز نشان داد که حجم اشتغال به ویژه به حجم سرمایه‌گذاری بستگی دارد و این خود بر

حسب مکانیزم پسانداز تغییر می‌کند. تعدادی از کارگران شاغل مقداری کالا تولید می‌کنند یا

خدمتی انجام می‌دهند که ارزش آن بهعلاوه منفعت بهای عرضه یعنی بهایی که کارفرمایان

حاضرند برای اشتغال بپردازند را به وجود میآورد. ‌بنابرین‏ اشتغال همراه با رشد تولید و سرمایه

نظر دهید »
دانلود پایان نامه و مقاله | ارکان تعهّد – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

پ: پرداخت دین (ایفای دین)

نوع دیگری از انواع پرداخت، پرداخت دین است، که یکی از مصادیق ایفای تعهد است، ایفای تعهد زمانی مطرح می­ شود که ارکان تعهّد وجود داشته باشد، قبل از آن­که، سخن از ارکان تعّهد بگوییم، لازم است تعهّد و تعاریفی که توسط حقوق­دانان در خصوص تعهّد به عمل آمده را بحث نماییم.

«تعهّد» در لغت به معنای «قول، پیمان، وصیت، امان و ذمه» آمده است[۵۲]. همچنین تعهّد در فقه اسلامی با تعبیر « التزام» به کار رفته است، در کشورهای عربی هم از «التزام» به جای «تعهّد» استفاده شده است[۵۳].

«تعهّد» در زبان انگلیسی obligation آمده که به «الزام، قدرت الزام آوری پیام یا سوگند» یا «آن­چه شخص مؤظف به انجام یا ترک آن است» معنا شده است[۵۴].

در قانون مدنی ما، تعریفی از تعهّد ارائه نشده است، اما حقوق­دانان به زعم خود، به تعریف آن پرداخته­اند، در تعریفی آمده است، «تعهّد عبارت است از، رابطه اعتباری بین دو نفر که به یکی حق می­دهد و امری را از دیگری طلب می­ کند»[۵۵]. حقوق­دان دیگری، حق دینی و تعهّد را یکسان دانسته و معتقد است «رابطه حقوقی است که به موجب آن، شخصی در برابر دیگری عهده دار انجام امری می­ شود»[۵۶]. در تعریف دیگری آمده «الزام یا التزام به انجام عملی (مطلق فعل اعم از فعل یا ترک فعل) که منشأ مشروع و قانونی دارد، را تعهّد می­نامند»[۵۷].

حقوق­دان دیگری، تعهّد را این­گونه تعریف می­ کند: «تعّهد به معنی عام، عبارت است از این­که، شخصی به موجب قرارداد یا قانون، انجام امر یا خودداری از انجام امری را عهده­دار شود، به عبارت دیگر، تعهّد یک رابطه حقوقی است که به موجب آن، شخصی می ­تواند، انجام امری یا خودداری از انجام امری را از دیگری بخواهد، این رابطه حقوقی، گاهی از قرارداد ناشی می­ شود و گاهی قانون، این رابطه را به طور مستقیم ایجاد می­ کند، بدون این­که، طرفین آن را خواسته باشند»[۵۸]. در تعریف کامل­تری گفته شده: «رابطه حقوقی است که به موجب آن شخص، در برابر دیگری، مکلّف به انتقال و تسلیم مال یا انجام دادن کاری می­ شود، خواه سبب ایجاد آن رابطه عقد باشد یا ایقاع یا الزام قهری»[۵۹].

در قانون مدنی مصر، «تعّهد» چنین تعریف شده است، «التعهد هو ارتباط قانونی، الغرض منه هو حصول منفعه لشخص بالالتزام المتعهد بعمل شی معین او بامتناعه عنه»[۶۰].

با توجه به مجموعه تعاریفی که از تعهّد شده است، ‌می‌توان تعهّد را چنین تعریف نمود: «تعهّد عبارت است از یک رابطه حقوقی، (خواه ناشی از قانون باشد یا قرارداد)، که به موجب آن، متعهدله می ­تواند پرداخت پول یا تسلیم کالا، انجام امری یا خودداری از انجام فعلی را از متعهّد بخواهد و متعهّد، مکلّف به اجرای آن خواهد بود».

ارکان تعهّد

تعهّد دارای سه رکن است:

الف: موضوع: یکی از ارکان و پایه­­های اصلی شکل­ گیری تعهّد، موضوع تعهّد است، به عبارت دیگر، تعهّد باید موضوعی داشته باشد و متعهّد در برابر دیگری، مال یا کار معینی را عهده­دار شود، موضوع تعهّد صور مختلفی داردکه، می ­تواند انتقال مال، انجام فعل یا خودداری از انجام فعل باشد.

انتقال مال یا پرداخت پول (وجه): یکی از صوّر موضوع تعهّد، انتقال مال یا پرداخت وجه به دیگری است، ممکن است، شخصی در برابر دیگری، متعهّد شود که وجه نقد یا مالی را به دیگری انتقال دهد، مثلأ: موردی که شخص، ضمن عقد بیع متعهّد می­ شود، مال خود را به دیگری منتقل سازد یا شخصی به موجب عقد معوض یا غیر معوض، تعهّد کند مبلغی وجه را به دیگری پرداخت کند و هر تعهّدی که موضوع آن انتقال مال باشد، مشمول این مورد خواهد بود، یا مالکی ضمن قولنامه، متعهّد شود ملک خود را به دیگری منتقل نماید[۶۱].

انجام فعل: گاهی مورد تعهّد مال نیست، بلکه انجام کاری است، مانند اینکه جراح حاذق و چیره دستی تعهّد کند بیمار خود را عمل جراحی نماید یا شخصی در برابر دیگری متعهد شود، خانه­ای را برای وی احداث کند و… مثال­هایی از این قبیل، که متعهّد باید فعلی را که برعهده گرفته را انجام دهد، در صورتی­که، متعهّد، فعل را انجام ندهد، متعهدله می ­تواند الزام وی را به اجرای تعهّد از دادگاه بخواهد، یا به هزینه ملتزم، موجبات اجرای تعهّد را فراهم سازد، مگر در مواردی که مباشرت شخص متعهّد شرط شده باشد، که در این­صورت، حق فسخ عقد را دارد (مواد ۲۳۷ تا ۲۳۹ ق.م)، برخی از حقوق­دانان معتقدند: از آنجایی­که، انتقال مال، انجام فعل و امری محسوب می­ شود، مشمول این مورد است، لذا «‌می‌توان گفت موضوع تعهّد همیشه، انجام امر یا خودداری از انجام امری است»[۶۲]

خودداری از انجام فعل: ممکن است موضوع تعهّد این باشد که، شخصی در برابر دیگری، متعهد شود از انجام فعل معینی، خودداری کند. ‌بنابرین‏، این­گونه تعهدات، جنبه­ منفی داشته و تعهد با عدم فعل اجرا می­ شود. مثلأ: مالکی به موجب عقد اجاره ملک خود، در برابر مستأجر متعهّد می­ شود که مجاور ملکِ مذبور، به اشتغالی مشابه شغل مستأجر نپردازد یا خریدار ملکی در برابر فروشنده متعهّد شود آن را برای مدت معینی انتقال ندهد…

ب: طرف تعهّد: برای تصور تعهّد، وجود شخصی به عنوان متعهدله یا طلبکار، و شخص دیگری به عنوان متعهّد یا مدیون لازم است، پس تعهّد دارای دو طرف است: شخصی که انتقال مال یا انجام فعل یا خودداری از انجام فعلی را برعهده ‌می‌گیرد، متعهّد یا مدیون محسوب می­ شود، و شخصی که تعهد به نفع اوست، متعهدله یا طلبکار نامیده می­ شود.

ج: رابطه حقوقی: یکی دیگر از ارکان اصلی تعهّد، وجود رابطه حقوقی است، برای این­که شخصی، در برابر دیگری ملزم و متعهّد گردد، نیاز به وجود رابطه حقوقی میان طرفین است، وجود رابطه حقوقی، از این جهت ضروری است که، هیچ­کس در برابر دیگری، مدیون یا متعهّد نیست، هیچ­کس را نمی­ توان، به انجام امری یا خودداری از انجام امری، اجبار و اکراه نمود، مگر این­که شخصی، به موجب رابطه حقوقی مشروعی الزام گردد. منظور از رابطه حقوقی (سبب یا جهاتی) است که متعهدله به موجب آن، می ­تواند پرداخت وجه یا انجام امر یا خودداری از انجام فعلی را از متعهد مطالبه نماید.

همان­طوری که حقوق­دانان تصریح کرده ­اند، تعهد رابطه مستقیم با حق دینی دارد[۶۳]. بدین معنا که هرجا، حق دینی برای یک شخص وجود داشته باشد، لزومأ برای طرف مقابل هم تعهّدی وجود دارد، حق دینی و تعهد تا حدی پیوسته و مرتبط است که استقلال و جدایی آن ها ممکن نیست، و تصور یکی بدون دیگری امکا­ن­پذیر نخواهد بود، «گاهی به جای حق دینی، کلمه­ طلب، و به جای تعهّد، کلمه­ دین به کار می­رود»[۶۴]. مثلأ: در عقد بیع که مشتری، باید مبلغی بابت ثمن را به بایع بپردازد، تعهّد یا دینی را در برابر بایع دارد، در مقابل، بایع که دارای یک حق دینی یا طلب نسبت به مشتری است، می ­تواند طلب خود را از وی مطالبه نماید[۶۵].

مفهوم ایفاء[۶۶]

ایفاء یا ایفای تعهّد، که گاهی، به آن «وفای به عهد» گفته می­ شود، واژه­ای عربی است، در فارسی واژه «پرداخت» وجود دارد که برخی از نویسندگان معتقدند: واژه پرداخت باید به همان معنای «وفای به عهد ـ ایفای تعهد» استعمال شود[۶۷].

نظر دهید »
منابع پایان نامه ها – مبحث دوم : معرفی دادستان کل و نقش آن در احیای حقوق عامه در جرایم اقتصادی – 2
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

  • در جرایم که رسیدگی به آن ها در صلاحیت دادگاه کیفری استان است، دادستان حق نظارت بر تحقیقات انجام شده توسط بازپرس را دارد. (بند هـ – م ۳ ق.ت.د.ع.ا)

۱-۲- مرحله رسیدگی و صدور حکم

    • تعیین نماینده جهت دفاع از کیفرخواست در دادگاه کیفری عمومی، دادگاه‌های انقلاب، دادگاه کیفری استان و دادگاه تجدید نظر استان (تبصره ۲ م ۲۰ و م ۲۲ ق.ت.د.ع.ا)

  • تجدیدنظرخواهی از احکام دادگاه‌ها که رعایت موازین قانونی در آن نشده است. (م ۱۸ ق. ا.ق.ت.د.ع.ا)

۱-۳- مرحله اجرای حکم

  • اجرای احکام کیفری دادگاه‌های کیفری عمومی، کیفری استان، انقلاب و همچنین احکام دادگاه‌های تجدیدنظر کیفری

– نظارت بر زندان‌ها

    • تأیید پیشنهاد آزادی مشروط زندانیان (م ۳ ق.م.ا)

    • پیشنهاد عفو محکومین

  • امور مربوط به سجل کیفری و نظارت بر آن

بند دوم : وظایف و مسئولیت‌های دادستان در قبال ضابطین دادگستری از حیث وظیفه‌ای که به عنوان ضابط بر عهده دارند (بند ب ماده ۳ ق. ا.ق.ت.د.ع.ا)

    • سرپرستی و نظارت بر ضابطین عام و خاص

    • آموزش ضابطین از جهت وظیفه‌ای که بر عهده دارند

    • صدور کارت برای ضابطین و سازمان‌دهی آن ها

مبحث دوم : معرفی دادستان کل و نقش آن در احیای حقوق عامه در جرایم اقتصادی

از آنجا که بحث ما معطوف به دادستان کل و احیای حقوق عامه در جرایم اقتصادی است لذا در این گفتار ابتدا پیشینه جایگاه دادستان کل را تبیین نموده و آن گاه به تشریح وظایف و اختیارات قانونی این نهاد در پیگیری جرایم اقتصادی می‌پردازیم .

گفتار اول: پیشینه و مختصات نهاد دادستانی کل

چنانچه پیشتر بیان گردید، مشروطه‌خواهان ایران با اقتباس از نظام قضائی پس از انقلاب کبیر فرانسه (قانون اساسی سال هشتم انقلاب) نظام دادسرایی را در معین دادگاه‌ها پذیرفتند که بر مبنای آن تشکیلات دادستان کل[۱۸] – مشتمل بر دادستان و دادیار- در کنار محاکم و دادگاه‌ها و به منظور رکن دفاع از حقوق عمومی انجام وظیفه می‌نمایند. این قانون دادستان کل را به عنوان فائق بر نظام دادسرایی معرفی نموده و تشکیلات مقتضی به منظور ایفای این نقش را تعبیه نموده بود. این تأسیس به عنوان یک فرم و قالب کارآمد برای تحصیل عدالت کیفری و احقاق حقوق عامه حتی مورد قبول علمای صدر مشروطه قرار گرفته و خلاف شرع تشخیص داده نشد. چنانچه اصل ۸۳ متمم قانون اساسی مشروطه صراحتاً مقرر داشته: «تعیین شخص مدعی‌العموم با تصویب حاکم شرع به عهده پادشاه است»؛ در قانون اصول تشکیلات عدلیه (مصوب ۱۳۰۷) نیز به نوعی وظیفه مدعی‌العموم را- در مقابل صیانت از حقوق عامه و نظارت بر اجرای قوانین و اجرای وظیفه وفق مقررات قانونی- تبیین نموده بود.

تشکیلات دادسرا، پی از انقلاب نیز زیر نظر مستقیم دادستان کل کشور قرار داشت و دادسرای دیوان کشور- دادسرای دادگاه استان و دادگاه شهرستان نیز طی یک انتظام ارگانیک در نظام سلسله مراتبی، متصل به دادستان کل کشور و پاسخگوی وی بودند.

پس از انقلاب اسلامی نیز تا سال ۶۸ (پیش از بازنگری قانون اساسی) دادستان کل کشور در اصل ۱۶۲ به عنوان یکی از اعضای شورای عالی قضائی و منصوب از طرف رهبری معرفی گردیده بود؛ در آن برهه به غیر از دادستان کل عمومی، دادستان کل انقلاب و دادستان کل نظامی و دادستان کل ویژه روحانیت نیز هر یک مستقلاً و به عنوان دادستان دادسراهای اختصاصی عمل می‌کردند؛ با رویکرد تمرکز مدیریت در قوه قضائیه و رفع شائبه نظام دو قطبی مشتمل بر رکن رئیس دیوان عالی و دادستان که هر دو منصوب رهبری بودند، در اصلاحات اعمال شده در بازنگری سال ۱۳۶۸ مقرر گردید دادستان کل و رئیس دیوان عالی کشور زیر نظر رئیس قوه قضائیه و به پیشنهاد وی و تصویب قضات دیوان عالی کشور وفق مفاد اصل ۱۶۲ انتخاب گردند. با این تأسیس، بخشی از اختیارات رئیس دیوان عالی و دادستان کل به رئیس قوه قضائیه محول شد. مسأله دیگری که در شورای بازنگری قانون اساسی مطرح گردیده بود، بحث فلسفه وجودی دادستان کل در اصل ۱۶۲ قانون اساسی بود[۱۹]؛ از یک سو عنوان دادستان کل در دو جای قانون اساسی آمده بود و از طرفی با تغییرات اعمال شده فاقد مسئولیت مشخص و وظایف خاص بود.اگر دادستان کل در قانون اساسی سابق به عنوان عضوی از شورای عالی قضائی محسوب می‌شد، اینک با حذف شورای عالی قضائی، این سمت را نیز از دست داده و قانون اساسی جدید هم اشاره‌ای به وظایف و اختیارات او ننموده بود. از جمله عارضه‌های سهمگینی که پس از الغای دادسراها اتفاق افتاد و تا امروز نیز باقی است، قطع ارتباط دادسراها با دادستان کل بود (!)؛ در این برهه علی‌رغم ذهنیت مردم و مطابق با شأنیت و موضوعیت دادستان کل در نظام‌های حقوقی دنیا، دادستان کل اشراف و ریاست و تولیتی بر امور دادسراهای کشور نداشت؛ لذا تلاش‌هائی صورت گرفت تا تحت لوای تمرکزگرایی و وحدت مدیریت در نظام قضائی، این عنوان مصرح در قانون اساسی حذف شود که البته مورد اقبال کمیسیون قضائی شورای بازنگری قرار نگرفت.[۲۰] چنانچه در دهه ۷۰ نیز مطرح گردید، یکی از دلایل مخالفان حذف دادسراها و تأسیس دادگاه‌های عام، موضوع وجود دادستان کل در قانون اساسی بود. اگر دادستان کل از قانون اساسی حذف می‌شد، احیاء دادسراها با اشکال مخالفت با قانون اساسی مواجه می‌گشت و اصولاً حذف دادستان کل از قانون اساسی خود به منزله غیر قانونی بودن دادسراها تلقی می‌شد.

نکته دیگری که در زمینه اصلاح اصل ۱۶۲ در بازنگری سال ۶۸ مطرح گردیده بود، موضوع افزودن تعدادی از مسئولیت‌ها و اختیارات قضائی به عنوان وظایف دادستان کل بود که به طور طبیعی، زمینه حذف آن را منتفی می‌ساخت. مسئولیت‌ها و اختیاراتی که کمیسیون قضائی برای دادستان کل پیشنهاد کرده بود عمدتاًً وظایفی بود که در قوه قضائیه مسئولی برای آن‌ ها پیش‌بینی نشده بود؛ مانند: احیاء حقوق عامه، گسترش عدل و آزادی‌های مشروع و اختیارات ولائی حسبه و پیشگیری از جرایم که نه دستگاه خاصی به آن اختصاص یافته و نه مسئول مستقیمی برای ایفای این نقش‌ها گمارده شده بود؛ عدم تصویب این پیشنهاد از سوی شورای بازنگری قانون اساسی و کمیسیون قضائی مربوطه، شورا را بر آن داشت که با یک جمله کوتاه، فلسفه وجودی دادستان کل در قانون اساسی را قابل توجیه سازد؛ آن جمله این بود که حدود و وظایف و اختیارات دادستان کل را قانون معین می‌کند؛ لکن این پیشنهاد نیز رأی نیاورد و اصل ۱۶۲ تنها با اصلاح مربوط به تمرکز، تغییری جزئی پیدا کرد.[۲۱]

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 72
  • 73
  • 74
  • ...
  • 75
  • ...
  • 76
  • 77
  • 78
  • ...
  • 79
  • ...
  • 80
  • 81
  • 82
  • ...
  • 177
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

 خرید قفس خوکچه هندی
 دلایل تغییر رابطه عاشقانه
 رمز و راز عاشق شدن مردان
 بهینه‌سازی وبسایت موبایل
 موفقیت در فروش محصولات دیجیتال
 جلب رضایت مشتری در کسب‌وکار
 کنترل‌گری در روابط عاشقانه
 تکنیک‌های بازاریابی شخصیسازیشده
 خرید بهترین کنسرو گربه در ایران
 کسب درآمد از خدمات تحقیقاتی
 شناخت سگ دوبرمن پینشر
 حکم خیانت همسر در رابطه
 نکات ضروری شامپوی سگ
 خطرات شکست در درآمد وبلاگ‌نویسی
 تغذیه سگ با تخم مرغ
 خرید هوشمندانه باکس گربه
 آشنایی با نژادهای خرگوش لوپ
 رازهای نگهداری شاه طوطی
 احساس تغییر در رابطه عاشقانه
 افزایش خوانایی محتوا
 شناخت نژاد سگ پیکینیز
 نگهداری سالم همستر
 خطر لکه‌های سیاه پوست
 راهنمای استفاده از ChatGPT
 نشانه‌های وابستگی عاطفی
 توقف بحث‌های رابطه عاشقانه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان