۱-۱- تعریف واژه ها
۱-۱-۱-مجازات
مجازات در لغت «پاداش نیکی یا بدی را دادن، سزای بدی را دادن» و نیز به معنی «پاداش دادن و جزا دادن در نیکی و بدی» آمده است.
در اصطلاح نیز تعاریف گوناگون از مجازات به عمل آمده است:
مجازات عبارت از نوعی عکس العمل و ضمانت اجرای هر فعل یا ترک فعلی است که در قانون جزا پیشبینی شده و انواع آن مشخص میگردد.
و در جای دیگر آمده است:
مجازات عبارت از آزاری است که قاضی به علت ارتکاب جرم و به نشانه نفرت جامعه از عمل مجرمانه و مرتکب آن، برای شخص که مقصّر است، بر طبق قانون تعیین میکند.
مجازات عبارت است از عکس العمل اجتماعی به صورت رنج و تعبی که بر بزهکار اعمال میشود.
و مجازات مشقتی است که قانون بر متخلفان در امور کیفری تحمیل میکند، مانند: حبس و اعدام و جزای نقدی.
از مجموع آنچه در تعریف «مجازات» آمده است اینطور برداشت میشود که مجازات، عبارت است از عکس العمل اجتماعی مبتنی بر قانون در برابر اعمال ارتکابی بزهکار. در حقیقت همه حقوق دانان بر قانونی بودن مجازات و تعیین نوع و میزان آن اجماع دارند. آنچه در مورد مجازات حائز اهمیت است میزان جریحهدار کردن احساس اجتماعی است که مطابق آن باید عکس العمل قانونی صورت بگیرد و نباید حقوق مجرم در اثر عکس العمل اجتماعی پایمال گردد. از طرفی هم نباید در برخی موارد مخدوش شدن احساس جمعی نادیده انگاشته شود مانند: جرایم قتل، افساد در زمین و مانند آن.
۱-۱-۲-فرزند
منظور از فرزند در این بحث فرزندِ صلبی است و روابط پدر فرزندی ناشی از قرابت رضایی و یا پدر خواندگی را شامل نمی شود. بنابرین اگر کسی پسرخوانده خود را به قتل برساند قصاص خواهد شد.
جنسیت فرزند، سن او و همچنین تساوی در دین نیز مؤثر در قضیه نبوده و صِرف بودن رابطه پدری و فرزندی مانع قصاص خواهد بود اگر چه پدر کافر بوده و فرزند مسلمان خود را به قتل برساند. دوران جنینی طفل نیز احکام خاص خود را دارد. در قانون مدنی ایران و فقه اسلام طفل باید از رابطه مشروع به وجود آمده باشد تا فرزند قانونی محسوب شود و اگر طفلی از رابطه نامشروعِ زن و مردی متولد گردد با پدر و مادر طبیعی خود رابطه کامل حقوقی نخواهد داشت مثلا طفلِ حاصل از رابطه نامشروع و زنا هرچند از جهت حرمت نکاح مثل فرزند حاصل از نکاح صحیح است ولی از پدر و مادر طبیعی خود ارث نمی برد.
۱-۱-۳- قتل
درباره قتل گفته اند که سلب حیات از انسانی دیگر به صورت غیر قانونی. عمد در قتل زمانی حاصل می شود که شخصِ قاتل قصد انجام فعل مجرمانه را داشته باشد و همینطور قصد نتیجه ای را که از انجام فعل مجرمانه حاصل می شود. بنابرین قصد عنصر روانی قتل عمد را تشکیل میدهد.
مرتکب قتل عمدی که مجازات آن مرگ است احترام جان خود را از دست میدهد و اصطلاحاً مهدورالدم می شود.
۱-۱-۴- حقوق ایران
قانونگذار در ماده ۲۲۰ ق.م.ا میگوید: ” پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد”.
تعزیری که به آن اشاره شده در ماده ۶۱۲ ق.م.ا فصل هفدهم جرایم علیه اشخاص و اطفال به شکل سه تا ده سال حبس تعزیری است: ” هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از ۳ تا ۱۰ سال محکوم می نماید”.
۱-۱-۵- فقه امامیه
در فقه امامیه به پدیده فرزندکشی اشاره شده و فقیهان پس از برشمردن شرائط قصاص، به شرط انتفاء ابوت در قصاص اشاره مینمایند. آن ها معتقدند که بر اساس روایات صحیحالسند و واضحالدلاله در صورتی که پدری فرزند خود را به قتل برساند، از قصاص معاف می شود و تنها مکلف به پرداخت دیه به ورثه مقتول، تعزیر و.. . میباشدومستند این حکم را روایتی از امام جعفر صادق (علیه السلام) میدانند که میفرمایند: «لایقتل الوالد بولده و…»
۱-۱-۶- فقه عامه
علمای اهل سنت نیز همچون فقه امامیه بر عدم قصاص پدر درقتل فرزند تأکید دارند واین حکم را از حدیث نبوی (ص)اتخاذ کردهاند که در جواب پسری که از ظلم پدرش شکایت داشت میفرماید: «انت و مالک لابیک».
۱-۲- تاریخچه فرزند کشی ومجازات آن
در مورد تاریخ فرزند کشی میتوان گفت که از قبل از اسلام فرزند کشی در جوامع بدوی اعراب بادیه نشین رایج بوده که کشتن فرزند دختر را افتخاری برای خود میدانستند وحال با توجه به این مطلب آن را به چهار دسته تقسیم نموده که عبارتند از۱) دوران جاهلیت قبل از اسلام ۲) دوران بعد از اسلام ۳) دوران قبل از انقلاب ۴) دوران بعد از انقلاب .
۱-۲-۱- دوران جاهلیت قبل از اسلام
فرزندکشی پدیدهای است که از گذشته های دور در جوامع مختلف انسانی رایج بوده است و تنها اختصاص به جاهلیت قبل از اسلام ندارد. لوید دوماژ در کتاب «تاریخ طفولیت» خود نشان میدهد که کشتن نوزاد مشروح و نامشروع یک قاعده معمول در عهد عتیق بوده است. موضوع فرزندکشی در تورات و قبل از آن وجود داشته و مردمان به طور واهی فرزندان خود را در پای بتان قربانی میکردند.
فرزندکشی یکی از وحشیانهترین و شنیعترین اعمالی است که در مکان امن خانواده می تواند رخ دهد. با این وجود نمی توان از وقوع این امر در طول تاریخ چشم پوشید. صاحبان قدرت و منصب، فرزندان خود را برای جلوگیری از رقابت در سلطنت به قتل میرساندند، به نحوی که فرزندکشی به امری توجیهپذیر تبدیل شده بود.
اما در جاهلیت، فرزندکشی از رشد فزایندهایی برخوردار بوده است. اعراب جاهلی که به صورت جاهلی زندگی میکردند از همان آغازین روزها به تصور مالکیت زن به زندگی خود ادامه میدادند و لذا نه تنها برای زنان و فرزندان شخصیت حقوقی که حتی شخصیت حقیقی قائل نبودند و با توجه به چنین
پیشفرضها و تصورهایی کشتن فرزند و زنان برای آنان چندان غیرمعقول و غیرمنطقی جلوه نمیکرد. اعراب جاهلی زنده به گور کردن دختران را برای حفظ آبروی خود و نیز عدم کارایی اقتصادی و جنگی، جزو فرهنگ خود میدانستند.
امروزه قتل در هر نوع امری مذموم و ناپسند است. فرزندکشی به جز بعد منفی آن جنایتی است که هیچ توجیه عقلانی و منطقی ندارد چرا که کودکان در درون خانه خود که به عنوان یکی از امنترین و سالمترین اماکن برای آن ها است انتظار دارد که تحت حمایت والدین خود قرار گیرند، اما وقتی قتل، توسط پدر و مادر طفل رخ دهد تهدید جدی برای کودکان به شمار میرود.
۱-۲-۲- دوران بعد از اسلام